Flow of Thoughts

هرچقدر جلوتر میرم توی مسیر اپلای و مهاجرت از یه طرف دلشوره ادم بیشتر میشه و از یه طرفی واقعا دنیات تغییر میکنه و بزرگ تر میشه. تصمیمم رو گرفتم. احتمالا همون یه دانشگاهی هم که استاد خیلی خفنی داشت و ازش جواب داشتم رو اپلای نکنم. با یکی دیگه از بچه های دانشگاه خودمون که سال پیش برای دکترا رفت صحبت کردم. خیلی تصادفی فهمیدم که اونم پارسال دقیقا به همین استاد ایمیل داده و تشویق به اپلای شده ولی بعدا استاد بهش فاند اصلا نداد. البته رزومش با من فرق میکرده. مثلا معدل لیسانسش پایین تر بود و یه سری چیزای دیگه ولی خب این یعنی اینکه اگر میخوام برای اون استاد اپلای کنم باید خیلی مطمئن باشم که نیستم وراهی هم متاسفانه برای مطمئن شدن نیست.استاده حس میکنم در جریان ویزای ایرانی ها هست و بعضی استادا به خاطر همین ریسک ویزای ایرانی ها کلا ایرانی پذیرش نمیدن که پروژه ای که دارن روی هوا نمونه.

اگر فردا تو انتخابات کنگره آمریکا جمهوری خواه ها کنگره رو دست بگیرن و قضیه hr392 واقعا حالت اجرائی پیدا کنه بنظرم با پاسپورت ایرانی رفتن به آمریکا دیوانگی محضه.حداقل 10 سال گرفتن گرین کارت طول میکشه.5 سال هم نرمال دکترا مستقیم هست که نمیشه رفت ایران و اومد و برای سال های اول مهاجرت واقعا این حجم شدید از یه دفعه تنها شدن واقعا به نظرم خیلی سخت میاد. و راستش رو هم بگم به نظرم حتی ارزش چندانیم نداره الان که فکرش میکنم. چون با همون چندسال اقامت دائم کانادا رو میشه گرفت و بعد اون کاملا مختاری که بمونی کانادا یا برای کار بری آمریکا و این بار با پاسپورت کانادائیت میری که به شدت پروسه شهروندی ساده تری داره. حتی اگر هم موقعیت جور نشه بازم خود کانادا استاندارد های کاملا کافی برای یه زندگی خوب رو داره. الان واقعا تصمیمی که گرفتم تصمیم بسیار سختی بود. مثل اینه که یکی توی اتاق تاریک واستاده باشه و تو باید رنگ بلوزش رو حدس بزنی. براساس معیارهایی باید تصمیم گیری کنم که هیچ چیزی در موردشون دقیق نمیدونم به شدت مهمن و آیندم رو قراره تعیین کنن..

برای بار دوم اسکایپ گرفتم. همون استادی که گفتم ازش جواب مثبت گرفتم و رشته و دانشگاهش از پیشنهاد اولم بهتره. البته برای 2-3 ماه دیگه قرار اسکایپ ست کرده. استاد خیلی جوونیه . با انرژی هست و یه شرکت نوپا هم داره که به نظرم برای شروع کار صنعتی بعد فارغ التحصیلی عالیه. یعنی اگر این 2 سال رو خوب کار کنم میتونم تو شرکتش کار کنم.

رفته بودم سایت خوابگاه این دانشگاه رو چکش میکردم. خیلی جالب بود حتی تو یوتیوب به ویدیو گذاشته بود که یه خانومی میرفت تو واحدای مختلف و کل خوابگاه رو دقیق معرفی میکرد. واقعا کارشون درسته. تو ایران  ما باید میرفتیم به سرپرست خوابگاه میگفتیم  یخچالمون واقعا کهنس و به شدت برفک میزنه یا یه سری مشکلات ریز و درشت دیگه راجب غذا و محیط خوابگاه. زو ولی اینجا واقعا منظم تر و تمیز تر به نظر میرسه و آپارتمان های خوابگاه بسیار شیک و اکثرا مبله(full furnished) هستن. ولی صادقانه باید بگم با تمام نقایص و مشکلات دلم برای دوران خوابگاه ایرانم تنگ میشه. شاید اتاقامون کوچیک بود سرد بود کولرها خراب بودن خیلی اوقات و کلی مشکل دیگه ولی کلی دوست خوب پیدا کردم و واقعا. دور هم جمع می شدیم چایی میخوردیم.. مهمونی میرفتیم اتاق همدیگه .. آرایش میکردیم. می رقصیدیم.تولد همدیگه رو جشن میگرفتیم و یا شب های ددلاین و امتحان شب تا صبح با هم بیدار میموندیم... با هم گاهی درس برمیداشتیم. تکلیف حل میکردیم.نمیخوام بگم نمیتونم دوست اونجا پیدا کنم چون میدونم که میتونم دوستای خوبی اونجام پیدا کنم ولی خب دلتنگیا رو کارش نمیشه کرد. واقعا به قول یکی از بچه ها مهاجرت پوستتو میکنه..پوست من یکی رو که از همین حالا کنده :))

من قبل گرون شدن دلار و این جریان ها با خودم گفتم 10-12 جا جمعا برای کانادا و آمریکا اپلای میکنم. رسیدم به 4 تا دانشگاه تو کانادا کلا. فقط هم جاهایی که جواب گرفتم و یا رزومم میخوره اپلای میکنم.نکته جالب قضیه این هست که بودجه دانشگاه های کانادا به حدی کم شده یا سطح تقاضا ها به حدی بالا رفته که کلا بچه ها خیلی کم جواب میگیرن. اکثرا هیچی. منم فقط 2 تا جایی که جواب تقریبا قطعی دارن رو با دوتا دانشگاه خیلی خیلی تاپ که تو یکیشون استاد بهم گفت بررسی میکنم اپلیکشنت رو دارم اپلای میکنم. هرچند به این دوتا تاپ هیچ امیدی ندارم و یکیشون حتی عملا از یکی دوسال پیش به خاطر یه سری قوانین مربوط به شهریه و اینا استاداش خیلی تمایلی به گرفتن دانشجوی مستر اینترنشنال ندارن. و بنابراین امیدم رو اصلا نذاشتم برای این دوتا. ولی خب هرچی بشه واقعا برام مهم نیست. من تلاشم رو میکنم.

در کل اگر از چهارجایی که اپلای کردم دوتا اکسپت فول فاند بشه واقعا خوشحال خواهم شد و به نظرم زحماتم به بار نشسته.


منبع این نوشته : منبع
واقعا ,خیلی ,اپلای ,میکنم ,کانادا ,استاد ,اپلای میکنم ,ویزای ایرانی ,استاد خیلی

Heads-up

چند وقت پیش یکی از عجیب ترین مکالمه هارو با یکی از مهندس های ایرانی تو کانادا داشتم. قضیه این بود که تو لینکدین بهش پیام داده بودم.چون فارغ التحصیل دانشگاهی بود که من میخواستم اونجا اپلای کنم و هم اینکه شرکتی کار میکرد که منم میخوام اونجا کار کنم. کلا یه چیزایی هم گفت و هم ازش شنیدم که واقعا ناراحت و ناامیدم کرد.. یعنی ایرانیا اونجا هم مثل همینجان؟

can't stop overthinking..

یکی از ناراحتی هام از خودم این هست که چرا تو لیسانس بیشتر پروژه نزدم و بیشتر چیزی یاد نگرفتم.. شاید دلیل اصلیش البته این باشه که درس های کاملا تخصصیم که الان دارم با نمره و پروژه های اونا اپلای میکنم رو حدودا آخرای سال سوم کارشناسیم شروع به پاس کردن کردم. 1 سال بعدم فارغ التحصیل شدم. بنابراین عملا خیلی وقت زیادی نداشتم برای عمیق شدن و بیشتر پروژه زدن تو فیلد مورد علاقم. ولی خب حس میکنم اگر دانشگاه بهتری درس میخوندم شاید یکمی میتونستم زودتر این درسارو پاس کنم و وقت بیشتری برای عمیق شدن داشته باشم. کلا بی سوادی حس بدیه.  یه فاصله ای انگار این وسط وجود داره که حس میکنم با مستر خوندن باید پرش کنم. یعنی هم کورس پاس کنم و هم روی پروژه هایی صنعتی دست استاد کار کنم. یه چیزی بین کارشناسی و دکترا. البته دکترا مستقیم تو آمریکا یه چیزی شبیه به همینه. 1 2 سال اول پاس کردن کورس هست.

GRE خوندن واقعا خستم کرده ولی ناچارم. تو این اوضاع افتضاح اصلا نمیشه دل به دانشگاه و حتی جواب مثبت استادا و حتی اسکایپ بست. هرسال پذیرش عملا داره سخت تر میشه. هم از نظر مالی و هم از نظر سیاست های دانشجوها درمورد دانشجوهای اینترنشنال. به خصوص در مورد دانشجو های مستر.

2 تا دانشگاه دارم اپلای میکنم که از قبل میدونم که قطعا ریجکتم :))) بهش میگن خودکشی آگاهانه..

فاز وبلاگ رفته کلا تو اپلای.. قبلا که احساسی بود الان 180 درجه عوض شده.. دلیلش برمیگرده به افکار من و شرایط فعلیم و هدف هام.. من کلا هرچیزی که باید ثبت بشه رو مینویسم که فقط ذهنم خالی بشه ..


منبع این نوشته : منبع
میکنم ,پروژه ,اپلای ,دانشگاه ,چیزی ,اونجا ,برای عمیق ,اپلای میکنم ,بیشتر پروژه ,فارغ التحصیل

Falling into a Black Hole

گاهی اوقات از شدت ناراحتی میخوام بکشم خودم رو راحت بشم جدی.. هی میرم ایمیل های استاد آمریکایم رو میخونم و فکر میکنم نکنه template باشن؟ نکنه اون استادی که باهاش اسکایپ کردم فاندش جور نشه و نتونم برم. نکنه کلا دارم آب در هاون میکوبم؟ دیوانه شدم رفت..

گروه تافل رو میخوندم پروفایلای آشنا به آدم فشار وارد میکنه.. خداروشکر باز جی آر ای خیلی کمتره آشنا ..

حالا یکی نیست بگه آخه اصلا اونا فیلدی که دارن اپلای میکنن با توفرق داره کاملا.چرا خودتو اذیت میکنی؟ هرکسی جایگاه خودشو داره و توام اون صندلی رو توی لب که بشینی و روش کد بزنی رو بدست میاری.

پروژه تو فرار نمیکنه( تمام استادایی که بهم جواب دادن من رو پروژه هایی که از دولت یا شرکت های خصوصی گرفتن در نظر گرفته بودن) تو کدت رو خواهی زد.. پیشرفتت رو خواهی کرد.. زندگیتو میسازی و کسی نمیتونه جای تورو بگیره. ناگفته نمونه که دیوانگی هم عالم خودش رو داره.

+ دوباره یه استاد دیگه برای مستر تو کانادا بهم پیشنهاد داده.. دانشگاه و شهرش از قبلی بهتره ولی خب قرار اسکایپ نذاشت و باید پیش بریم و ببینیم چی میشه..

+یکی از سریال هایی که برای بار n ام نشستم دارم نگاه میکنم friends هست. میدونم خیلی عامیانه و سطحی شاید باشه ولی نیاز دارم انگار زندگی ادم هایی رو ببینم که از مقطع و فشاری که الان روی من هست خیلی دور باشن. ادم های خیلی متفاوت به آدم آرامش میدن. آدم هایی که مثل خودتن وجودشون آدمو اذیت میکنه گاهی.. حتی با وجود اینکه هیچ ربطی هم بهم نداشته باشن یا حتی تورو نشناسن.. با بچه های خوابگاه هم هنوز در ارتباطم و خب میدونم آذر برم عروسی رسما با سوالاشون خفم خواهند کرد. که اشکالی نداره و معاشرت با اکثریتشون لذت بخشه..

+من هنوز فکر میکنم دارم چیکار میکنم واقعا؟ من با اینکه ادمی هستم که پلن مشخصی دارم و برای برنامه ریزی های کوتاه مدت و بلند مدت دارم برای خودم ولی هنوز گاهی از خودم میپرسم که چیکار میکنی جدی؟ :)) نمیخوام بگم ایران بمونم همه چی عالی میشه ولی گاهی حس میکنم اگر برم عملا باید همه چیز رو جابذارم .. جز خانوادم و دوستای نزدیکم .. باید فراموش کنم هرچیزی که اینجا اذیتم میکرده رو..هرشکستی که بوده.. حتی هرپیروزی ای.. با این اوصاف از خودم میپرسم هرروزکه آیا برای یه زندگی جدید آماده هستی؟


منبع این نوشته : منبع
میکنم ,خیلی ,گاهی ,هایی ,نکنه ,خودم میپرسم

There Always Must be Tough Stuffs to Do

کلا یکی از مسائلی که باعث میشه آدم حالش بخوره کلا از هرچی اپلای هست عضویت توی یه سری گروه های تلگرام هست.. وقتی امتحانی که باید حداقل 3 ماه بخونی رو طرف ادعا میکنه تو دوهفته خونده و نمره خیلی بالایی گرفته آدم نباید پودر بشه؟ این هفته که تموم بشه فقط یک ماه وقت دارم برای امتحان.. یه اشتباهی که انجام دادم این بود که زمان خوندن تافل و جی آر ایم رو خیلی بهم چسبوندم حتی برای جی آر ای وقت کمتر گذاشتم در حالی که باید بنظرم وقت خیلی بیشتری بذارم..

مورد داشتیم طرف از نیتیو نمرش بیشتر شده بود تو جی آر ای و بعدا گندش در اومد و دوستاش اومدن تو گروه گفتن که طرف اصلا آمریکا دنیا اومده چندسال زندگی کردن اونجا و اصلا سیتیزن هست .. گروه رو کلا بهم ریخته بود با نمره تافل و جی آر ای که داشت بس که بالا بود..

کلا روزای خیلی جالبی رو نمیگذرونم... لینکدین پیام دادم به دانشجوی هندی استادی که تو آمریکا ازش جواب مثبت گرفته بودم که یکمی آمار بگیرم که ببینم واقعا اپلای کنم اونجا یا الکی بهم گفته روزمت خوبه.. رزومم رو فرستادم براش که جز نمره جی آر ای همه چیش کامل بود و گفت که کاملا رقابتی هست رزومت. دقیقا گفت که برای معدل کارشناسی و تافل فقط باید نمره آستانه خاصی آورده بشه و چقدر بالاتر از اون واقعا فرق خاصی نداره و استاد به پروژه هایی که انجام دادی نگاه میکنه.. بماند که اون آستانه ها اصولا بالا هستن معمولا..منم براش رزومه کامل فرستادم که گفت تاامید نشو و عالیه و فلان..

ولی واقعا به آوردن این لب خوشبین نیستم.. چون خیلی رقابتی هست ورود بهش.. به اضافه نمره جی آر ای بالا و 5 سال دکترا مستقیم و کار بسیار سخت و 15 سال ندیدن رنگ مملکت به خاطر ویزا..

شهرش هم کلا دانشگاهی و کوچیک هست و تا مرکز ایالت حدودا 1 ساعت رانندگی داره علاوه بر اینکه خارجی بسیار کم داره و اکثرا آمریکایی های سفید پوست هستن.. خیلی از دانشگاه های آمریکا حتی دانشگاه های بسیار تاپش این شکلی هستن ولی خب این قضیه زندگی رو بنظر من سخت تر میکنه چون تنوع آدما پایین تره و احتمالا آدم تنها باشه یعنی احتمال مرگ من بر اثر خودکشی اونجا بالاس احتمالا.. بماند که یه حسی میگه اصلا به اونجاهاش نمیرسیم که بین این دانشگاه بخوام گیر کنم چون نمیدونم جی آر ایم برسه یا نه.. یعنی یه خوان که میگذرونیم خوان بعدی میاد جلو که سخت تر از قبلیه.. حتی اگر برم هم میترسم هیچ دوستی پیدا نکنم و در تنهایی و کنج عزلت بمیرم :(

کانادام ناامید کننده تر از همه ایناس.. شاید من یه جواب نصفه و نیمه داشته باشم ولی دانشگاه های خوبش واقعا حتی ممکنه فاکتور شانس هم دخیل باشه تو پذیرششون.. خلاصه که کلا اوضاع خرابه.. حتی باخودم میگم خب به فرض مثال همه این قضیه ها اوکی شدن.. من بقیه زندگیم رو چیکارش کنم؟

جالبه که خیلی از دخترای دوروبر من دارن یکی یکی یا ازدواج میکنن و یا دوستن با کسی.. صرفا منم که دهه 20 زندگیم رو نشستم دارم فقط امتحان میدم و امید دارم به دنیای بهتر که معلوم نیست حتی بیاد یا نه.. وارد هیچ چیزی نشدم چون نخواستم و نمیخوام.. آدمی که یک سال دیگش معلوم نیست کجای دنیاست 5 سال دیگش معلوم نیست همون جا باشه اصلا یا نه روایط عاطفی میخواد چیکار؟ چه تعهدی میتونه به کسی بده؟ که آخرش یا خودش ضربه بخوره یا طرف مقابلش..تموم شد دیگه این سوسول بازیا..

میدونم خیلی مسخرس که زندگی من رو الان همچین چیزایی پر کرده و اصولا باید دوران امتحانات نمره دار من تموم میشد تا الان ولی طبق معمول دارم فشار زیادی رو تحمل میکنم.. و دوباره طبق معمول فشار اینجا میریزه بیرون.. :))


منبع این نوشته : منبع
خیلی ,نمره ,دانشگاه ,واقعا ,اصلا ,هستن ,معلوم نیست ,دیگش معلوم

Jibbar Jabber

یه شعری هست که حتی نمیدونم خوانندش کی هست میگه خدا قسمت کنه اون دافه مال من شه.. مام عوض میکنیم شعر رو و میگیم خدا قسمت کنه فلان استاده مال من شه.. :))

آینده مبهمه.. پیشبینیش خیلی سخته... ولی خدا بخاد اتفاقات خوبی قراره که بیفته..

+ لعنت به بخش وربال GRE .. اه.. خیلی سخته بابا..

+متاسفانه الان یه بخش مهمی از پذیرش هام منوط شدن به نمره این کوفتی.. GRE.. :|

+غر .. غر .. غر.. :))


منبع این نوشته : منبع
خیلی سخته

First Skype's Undergo

خیلی خب.. اینم از اولین تجربه اسکایپم.. خیلی باحال بود .. استاد از روی میز کارش باهام اسکایپ میکرد. :)) خیلی طول نکشید واقعا و یه سری سوال در مورد رزومم پرسید و بعدشم گفت که رزومه خوبی داری .. حالا قراره که دوباره پیگیری کنم تا دسامبر تا تکلیف یکی دیگه از دانشجوهاش برای فارغ التحصیلی و فاندینگ خودش معلوم بشه..

+خیلی میترسم.. یکم عجیبه همه چیز.. سریع پیش میره...

+باید واقعا وقت خوبی روی GRE ایم بذارم.. اصلا نمیخونم این روزا و برای آمریکا حتی از تافل هم مهم تر و تعیین کننده تر هست ..


منبع این نوشته : منبع
خیلی

That's it

کلی اتفاق افتاده توی این چند مدت و منم یکمی کند شده بودم توی نوشتن.. اولیش اینکه خب دلار گرون شد. سر به فلک کشید و معلوم نیست این وضعیت وحشتناک تا کی ادامه پیدا کنه. با یه استاد از کانادا اسکایپ دارم فردا و اولین اسکایپم هست برای کار توی یه لب به عنوان دانشجوی مستر(ارشد) ..

نمره زبانم اومد و چند شب پیش از شدت ناراحتی و درد نمیتونستم از تخت پاشم برای یه مسابقه برم تهران... خیلی خیلی کند و دودل شده بودم.. البته بعد اینکه از 2-3 تا از دوستام که توی آمریکا دکترا میخوندن گفتن واقعا خوبه نمرت و نیازی نداری که دوباره اصلا امتحان بدی و کاملا مینیمم رو رد میکنه.. منتها قضیه این هست که من از خودم خیلی بیشتر واقعا انتظار داشتم ولی خب مثل اینکه بعضی روزا روز آدم نیست واقعا.. و واقعا شانس اوردم فقط که با اولین بار امتحان دادن نمره خیلی خوبی گرفتم که نیازی به امتحان مجدد تافل پیدا نکنم چون الان همه سنتر های تافل پر هستن و قیمت تافل بالای 4 میلیون هست..

رفتم سرچ کردم و دیدم دانشجوهای مستر سابق همون لب رو و دیدم الان اکثرا دارن جاهای بسیار خوبی کار میکنن.. نکته خیلی جالب اینکه این استاد با یکی از اساتید دانشگاه خودم تو ایران که ریکام خوبی هم قراره به من بده مقاله مشترک داشته و کلا دیدم که رابطه خیلی خوبی هم داشته با دانشگاهمون.. شاید اصلا بخاطر همینه که تا بهش میل زدم جوابم رو سریع داد و گفت تا نمره زبانت اومد بیا اسکایپ کنیم.. نمره زبانم رو تا اومد براش میل کردم و گفت خیلی خوبه و وقت اسکایپ ست کرد..

اتفاقا لینکدین یکی دانشجوهاش رو پیدا کردم که الان مهندس هست توی یه شرکتی توی کانادا.. خداکنه تا آخر شب پیامم رو ببینه جواب بده...

+ بعدا نوشت: دید پیامم رو پسره و جوابم رو خیلی مفصل داد.. خدا خیرش بده واقعا..

+هنوز موندم واقعا مستر تو کانادا یا دکترا مستقیم تو آمریکا..


منبع این نوشته : منبع
خیلی ,واقعا ,خوبی ,اینکه ,نمره ,تافل ,خیلی خوبی ,نمره زبانم

Old Dull Tension

یکیشون الان Cornell هست یکی دیگه .UCSD و یکی دیگه ..Stanford منم همینجام و دارم GRE رو تازه شروع میکنم.. بشدت حس عقب افتاده بودن دارم که نمیدونم درسته یا نه ولی باعث فشار و استرس زیادی میشه.. نمیدونم ما خیلی ایده آل گرا بار اومدیم یا قضیه کلا همینه؟

هیچ چیزی مشخص نیست و من صرفا امیدوارم و دارم تلاشم میکنم..


منبع این نوشته : منبع

Sheer Confession

تافل این مدلی هست که حدودا 10 روز نمرت رو میتونی توی سایت ببینی.. مثلا الان که 18 سپتامبر میشه نمره بچه های 8 سپتامبر اومده.. منم نتایجم یه هفته دیگه میاد.. بشدت استرس گرفتم.. فقط یه 100 بگیرم برم سر GRE ایم.. :(

+کانادا کلا به خوان رستم معروفه..اونم برای مستر.. من تازه شروع کردم به میل زدن.. ببینیم کسی جوابی میده اصن :))

+نمره 100 تافل حدودا معادل 7 آیلتس میشه و چندتا نمره بالاتر از اون معادل با 7.5 (این نمره خیلی بالایی هست)

+خدایا غلط کردم .. چقدر سخته زندگی :)))


منبع این نوشته : منبع
نمره

In Right Time, At Right Place

فکر کنم باید خدارو شکر کنم اونم خیلی زیاد.. گاهی واقعا حس میکنم اگر اتفاق خوبی بیفته یه نکته ای که خیلی موثر بوده توش شرایطی بوده که توش بودم.. هیچ کسی نمیتونه انکار کنه پدر و مادر چقدر میتونن مهم باشن تو اینکه اگر سد راهت نشن و برعکس در حد توانشون کمکت کنن.

من مادرم سال آخر تحصیلش که بود مادربزرگم فوت میکنه.. مادرم وابستگی عجیبی به مادرش داشته و سال آخر درسش میخواسته ول کنه همه چیز رو کلا.. ولی موند زیر بمبارون دهه شصت درس خوند و درسش رو تموم کرد.. دوره ای که بنظرم یکی از سیاه ترین دوره های تاریخ ایرانه.. جنگ جنگ جنگ..

وقتی ناامید میشم یاد مبارزه ای که مادرم با خودش کرد میفتم.. اینکه به اینکه زحمت کشیده سال ها تا مستقل باشه .. نون توانایی و استعداد خودش رو بخوره.پدربزرگ و مادربزرگ من سواد خوندن و نوشتن نداشتن ولی مشوق مادرم بودن.. حتی اگر پدرمادرت دقیقا ندونن که چی میخوای مهم نیست.. فقط درکت کنن و سد راهت نشن..

یه روزی من برمیگردم این پست رو دوباره میخونم.. یه روزی من از پدر و مادرم اجازه گرفتم که برای همیشه از اینجا برم.. و اونا رضایت دادن با اینکه شاید نمیخواستن از ته دلشون ولی درکم کردن و کمکم کردن.. سد راهم نشدن.. حس میکنم یه روزیم نوه ام از بچم میخواد که برای همیشه بره .. اونم نه یه کشوره دیگه.. بره یه سیاره دیگه چون اونجا کشور جدیدی دارن میسازن که بنظر خیلی بهتر از کشورهای روی زمین به نظر میرسه.. هیچکس نمیدونه بچه های ما با چه مسائلی مواجه میشن اون چیزی که مهمه داشتن دید باز هست..نوه ام میدونه که باید رنج و سختی رو تحمل کنه به عنوان یه مهاجر.. انگار که مادر متولد شده دوباره.. ولی اون یه جنگجو هست .. و یه جنگجو هرگز در برابر سختی های زندگی تسلیم نمیشه.. :)


منبع این نوشته : منبع
مادرم ,اینکه ,خیلی ,برای همیشه